تبليغاتX
آنچه که می توانم نوشت
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک ×××× چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

در سالهای گذشته اخبار متفاوتی از پیدا شدن بقایای کشتی نوح (ع) در سرزمین های مختلف خاور میانه به گوش می رسید. کشورهای مختلف براساس مستندات تاریخی و علمی به دنبال اثبات این ادعا هستند که کشتی نوح(ع) در سرزمین آنها آرام گرفته است.

عراقی ها کوه های سلیمانیه را محل فرود کشتی نوح (ع) می دانند. سوری ها نیز قسمتهایی از همین کوه که در کشور آنها قرار دارد. ترکیه و آذربایجان هم کوههای آرارات را محل آرام گرفتن این کشتی مدانند. یمنی ها هم مدعی هستند که بقایای کشتی را در سرزمین خود یافته اند.

اما به تازگی دکتر علی رضا افراسیاب پور عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی بر اساس مستندات تاریخی و جغرافیایی ثابت کرده که کشتی نوح (ع) در ایران زمین آرام گرفته است. دکتر افراسیاب پور می گوید کشتی نوح (ع) در کوههای اطراف شهرستان نهاوند استان همدان به زمین نشسته است. و در حقیقت این نقطه تنها نقطه خشک زمین در آن دوران بوده است.

نکات جالب این گزارش که در قالب مصاحبه در ویژه نامه مسافر روزنامه همشهری هشتم اسفند آمده است، عبارتند از :

·        در اطراف منطقه نهاوند کوهی به نام «سر کشتی» وجود دارد. بدون اینکه این منطقه به دریا و یا دریاچه ای راه داشته باشد. پیران و کهنسالان محل می گویند که از بزرگان خود شنیده اند که این کوه محل فرود کشتی نوح (ع) بوده است.

·        نام اصلی نهاوند «نوح آب بند» بوده است که در گذر تاریخ به نهاوند تغییر یافته است.

·        در محدوده کوههای اطراف سنگهای عجیبی پیدا شده که وسط آنها به دلیل برخورد به تکه های آهنی سوراخ شده است.و نکته جالب تر اینکه این سنگها از لحاظ خصوصیات کانی و معدنی شباهتی به سنگهای موجود در منطقه ندارند و شباهت زیادی به سنگهای اطراف رود فرات دارند.

·        نکته بسیار قابل تامل اینکه بر اساس آیات قران کریم کشتی نشینان نوح (ع) در جایی به نام «جود» پیاده می شوند، و در این منطقه قومی ساکنند که نام فامیل انها جودی و جودکی می باشد.

مطلب فوق برداشت آزاد نویسنده وبلاگ با انجام تغییرات بسیار زیاد از صفحات 8 و9 ویژه نامه مسافر روزنامه همشهری مورخ 8/12/86 (چهار شنبه) می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 8:52  توسط عبدی  | 

عادت کرده ایم همیشه به نداشته هایمان فکر کنیم، همیشه حسرت چیزهای را بخوریم که در زندگی به آنها نرسیده ایم. خیلی اوقات دغدغه نداشته هایمان، اوقاتمان را تلخ نموده است. کاش چند ساعتی به چیزهایی که داریم فکر می کردیم. تا ببینیم که زندگی چه قدر زیباست؟!

چند مدتی است که در یک شرکت خصوصی در عسلویه کار میکنم. شرکت امکانات زندگی نسبتا مناسبی را در اختیار ما قرارا داده است. خانه ای مناسب با امکانات زندگی مناسب و تقریبا کافی.

در همسایگی ما ساختمان ما نیمه ساخته ای قرار دارد، ساختمانی که فقط دیوارهای آن آماده است. نه آب دارد، نه برق، نه گاز و نه تلفن. حتی حمام هم ندارد. حدود 7-8 گارکر که کارشان کارگری روزمزد است در این خانه زندگی می کنند، به شیوه ای که برای من بسیار طاقت فرسا و زجر آور است.

زندگی سختی دارند، برای حمام کردن با چند پتوی مندرس گوشه ای از حیاط را از دید سایرین جدا کرده اند، و با لیوان و کاسه آب روی خودشان میریزند. دیده ام که برای شامشان هم فقط نان دارند و دیگر هیچ؟؟؟؟!!!!

این موضوع احساس دوگانه ای در من ایجاد کرده است، احساس ترحم و دلسوزی. این احساس زجر آور که هیچ کاری نمی توانم انجام دهم.  

از طرف دیگر به این فکر میکنم که من چه قدر خوشبختم، نان شبی دارم، سرپناه گرمی در سرمای زمستان دارم، به راحتی و با آب گرم حمام میکنم، تلویزیون نگاه میکنم و بسیاری کارهای به ظاهر ساده دیگر که برای خیلی ها شاید شبیه آرزو باشد.

کاش به داشته هایمان فکر می کردیم و شکرگزارشان بودیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 17:7  توسط عبدی  | 

روزی که وبلاگم راه اندازی شد نظرم بر این بود که فقط نوشته های خودم را در این وبلاگ قرار دهم. ولی امروز به مطلبی برخوردم که ارزش این را دارد تا این قرارم را نقض کنم به خبر زیر که خبرگزاری اصولگرای تابناک انتشار داده توجه بفر مایید قضاوت با خودتان:

روزنامه اعتماد ملی امروز نوشت، كوروش نيكنام نماينده زرتشتيان مجلس با استناد به بند 1 ‌ماده 28 كه براساس آن انتخاب‌شوندگان هنگام ثبت‌نام بايد اعتقاد و التزام عملي به اسلا‌م و نظام مقدس جمهوري اسلا‌مي ايران داشته باشند توسط هيات نظارت ردصلا‌حيت شده است.

اين رد‌صلا‌حيت در حالي است كه بر اساس تبصره 1 اين ماده داوطلبان نمايندگي اقليت‌هاي ديني مصرح در قانون اساسي از التزام عملي به اسلا‌م، مذكور در بند <1> مستثني بوده و بايد در دين خود ‌ثابت‌العقيده باشند. (این هم لینک خبر
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=6533 )
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:6  توسط عبدی  | 

مدت زیادی در شیراز زندگی کرده ام و رفت آمدهای زیادی به این شهر داشته ام. دوسال خدمت را در این شهر بوده ام و زمانی هم که تهران دانشجو بودم، برادرم دانشگاه شیراز بود. معمولا هر وقت میخواستم برم به تهران یکی دو روز شیراز می موندم. ولی هفته قبل برای یک کار ضروری لازم شد دو روز به شیراز بروم. (بهمن 86). هیچ وقت اینجوری به شیراز دقت نکرده بودم. شاید دلیلش این بود که ساعات زیادی در شیراز علاف شدم. مبلمان شهری شیراز اصلا دل انگیز نیست. ساختمانهای شیراز انگار از یک طرح شهر سازی واحد پیروی نمی کنند. نمیدانم ولی انگار اصلا طرح جامعی برای ساخت و سازهای شهری در شیراز وجود ندارد. میدانهای این شهر زیبا نیستند. شور و شوق نگاه کردن به ادم نمیدهند. اطراف میدانهای شهر (مخصوصا انهایی که در ورودی شهر قراردارند) با ورقه های بزرگ اهنی پوشانده شده است که یک محیط کارگاهی را یاد آوری میکند.

چند سال قبل به دعوت یکی از دوستان حدود یک هفته در اصفهان مهمان بودم. فرصتی شد تا مکانهای تاریخی و دیدنی شهر را ببینم. ولی بیشتر از آنها من به خیابانها و ساختمانهای اصفهان دقت کردم. احساسم این بود که طرح جامع شهر سازی در اصفهان وجود دارد. ضمن اینکه ورودی های اصفهان هم این رغبت را در انسان ایجاد میکرد تا با تامل بیشتری به شهر نگاه کند.

یادم می آید که چند مدت قبل دعوای زیادی بین شیراز و اصفهان برای عنوان پایتخت فرهنگی بود. از نظر من اصفهان برای این عنوان که ابعاد بین المللی هم دارد و ابروی فرهنگی کل کشور در میان است،بسیار مناسب تر است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 10:7  توسط عبدی  | 

احمد بورقاني نماينده تهران در مجلس ششم و معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در دوران رياست جمهوري خاتمي درگذشت. احمد بورقاني که از عارضه قلبي رنج مي برد و سال گذشته نيز عمل جراحي قلب انجام داده بود اما اواخر روز گذشته ناگهان دچار ايست قلبي شد و درگذشت.بورقاني از جمله شخصيت هاي اصلاح طلب بود که تلاش هاي زيادي را براي تحقق شعارهاي اصلاح طلبانه از خود نشان داد. وي در مجلس ششم علاوه بر کارپرداز فرهنگي، سخنگويي هيات رئيسه را هم برعهده داشت. احمد بورقاني پيش از انتخابات مجلس ششم مدتي هم در سمت معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد به خدمت مشغول بود. دوره مسووليت بورقاني به عنوان معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد به عنوان دوره رونق مطبوعات روشنفکري و انتقادي شناخته مي شود. بورقاني که اولين معاون مطبوعاتي پس از انتخاب خاتمي به رياست جمهوري در سال 76 بود، تلاش بسياري کرد تا نگرشي تازه درباره مطبوعات که مبتني بر مدارا و تحمل و انتقاد بود بر فضاي تصميم گيري رسمي کشور حاکم شود. بورقاني که زماني را هم در خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي - ايرنا- مشغول به کار بود، قلم شيوايي داشت و بعدها از توانايي نگارش خود استفاده زيادي برد و بسياري از بيانيه ها و نامه هاي منتشر شده از سوي اصلاح طلبان را به نگارش درآورد. وي مدت 13 سال مسووليت دفتر ايرنا در امريکا را برعهده داشت. وي که متولد 1338 بود، هميشه سعي داشت ميان روزنامه نگاران و اصحاب رسانه به ايفاي نقش بپردازد و معضلات و مشکلات آنان را حل کند. چنانچه در سمت معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد و بعدها کارپردازي فرهنگي مجلس تاثير زيادي را بر تقويت موقعيت رسانه هاي ايران برجاي گذاشت. (روزنامه اعتماد ۱۴/۱۱/۸۶ صفحه اول)

امروز در شروع روز کاری ام این خبر تاسف برانگیز را شنیدم- گویاترین مطلبی که توانستم پیدا کنم همین مطلب بود. من هم به نوبه خودم این خبر بسیار ناراحت کننده را به همه اصحاب رسانه تسلیت میگویم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 8:58  توسط عبدی  | 

جنگ با فشار دست اولین سرباز بر ماشه اسلحه اش آغاز میشود. یعنی با شلیک اولین گلوله. این تصور عامه است. ولی من همیشه فکر میکردم که جنگ با اولین اختلاف فکری آغاز میشود و یا حداقل میتواند آغاز شود.

چند شب پیش دفتر یادداشت هایم را ورق می زدم به متنی تامل برانگیز از  ريشارد کاپوشينسکی  روزنامه نگار معاصر لهستانی (که کمتر از یکسال پیش به آنهایی که حالا نیستند پیوست) توجهم را جلب کرد. ( یادم نیست چه موقع و از چه منبعی یادداشت کرده ام ) سخن حکیمانه و بسیار جالبی بود: «جنگ فقط با بمب و راکت شروع نمی شود بلکه جرقه آن با تعصب و غرور، حماقت و تحقير، جهل و نفرت زده می شود.   جنگ از همين ها ريشه می گيرد، تغذيه می شود و رشد می کند. و به همين دليل همانطور که بعضی از ما با آلودگی هوا مبارزه می کنيم، بايد با آلوده شدن روابط بشری به جهل و نفرت هم مبارزه کنيم.»

- جواب این سوال را صادقانه به خودمان بدهیم تا کنون چند بار با رفتارمان جرقه یک جنگ را زده ایم؟(رفتاری که  نه الزاما جنگی را شروع کرده ،که میتوانسته، هیزم شعله ای گردد که تر و خشک را باهم بسوزاند؟) با خودمان صادق باشیم.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 10:28  توسط عبدی  | 

امروز روز قشنگی است. در شهر کوچک من هم (گوشه ای از جنوب زیبای ایران) بارون می بارد. مثل همه شهرهای دیگر ایرانِ من. با این تفاوت که بارون در این جا نه توده سرما به همراه دارد و نه قطع گاز. اینجا باران فقط زیبایی دارد و زیبایی. در باور مردم مهربانِ جنوبِ زیبای من باران مظهر رحمت و برکت خداوندی است. یاد بچه گی هام افتادم وقتی بارون می زد. چه حالی می داد زیر بارون می دودیم و با خوشحالی فریاد میزدیم «الله بزن بارون». وقتی بارون میزد همه از خونه هاشون بیرون می اومدن. نمیدونم چرا امروز همه از بارون فرار میکردن هر کسی زیر سقفی ایستاده بود و فقط تماشا می کرد. هیچ کس تنش را برای درک این عظمت و زیبایی به بارون نمی زد. چرایش را نمیدانم. یادمه چتر و بارون گیر اهمیت امروزش رو نداشت. هیچ کودکی از اینکه چتری (برای اینکه خیس نشود)  ندارد دلگیر نبود.

امروز جنوب کاملا بهاری بود. لطافت این بهار را با اجازه همه مردمش تقدیم میکنم به همه مردم ایران زمین.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:35  توسط عبدی  | 

در سالی که گذشت خبر های خوش علمی بسیاری را زبان مسئولین شنیدیم. کشف داروی جلوگیری از ایدز  (ای مد)برای اولین بار در کشورمان، دست یابی به انرژی صلح آمیز هسته های ( به قول رئیس جمهور در ۵/۲ سال) ، پیشرفتهای علمی در زمینه نانو تکنولوژی علیرغم تحریمهای بین المللی (تابناک ۱۱/دی ماه ۸۶)، کشف داروهای ضد سرطان، موفقيت ايران در درمان ضايعات نخاعي، استقلال ايران در بيو‌تكنولوژي دارويي، كشف داروي گياهي ضد‌سرطان، ايران دومين كشور توليدكننده داروي خوراكي تالاسمي و... ( همشهری آن لاین)

نکته ای که میخواهم بگویم این است که علیرغم همه این موارد سهم ایران از تولید علم در دنیا بر اساس آخرین آمارها کمتر از ۵/۰ درصد(اقتصاد ایران دی ماه ۸۶)  است. باید به چه چیزی شک کرد، آمارهای بین المللی و یا خبر های خوش علمی ما.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 14:50  توسط عبدی  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 11:21  توسط عبدی  | 

واقعه عام الفیل

بنا به گفته بر خی از مورخین واقعه فیل، در چنین روزی در سال اول عام الفیل ( 53 سال قبل از هجرت) سپاه ابرهه برای تخریب خانه خدا، عازم حمله به خانه کعبه شد. ابرهه بن صباح پادشاه یمن که سرمست قدرت بود، به منظور کشور گشایی خانه کعبه را با هزاران مرد جنگی مورد حمله خود قرار داد. در این میان حضرت حق جل و علی با نزول یکی از معجزات خود پاسخ مهلکی به وی داد. پس از حمله چندین هزار حبشى فیل سوار  به سوى کعبه،  فوجى پرنده از سمت دریا پدیدار شدند و بر بالاى سر سپاه ابرهه، به جولان در آمدند  و آنان را از آسمان سنگ باران کردند. هر سنگریزه به یکى از سپاهیان ابرهه برخورد می کرد و  او  را به هلاکت مى رساند. از میان سپاه ابرهه کسی باقی نماند. پس از این واقعه خداوند باریتعالی به منظور ثبت این واقعه بزرگ و یادآوری این نکته که شر بدخواهان دین خدا به خود آنها باز می گردد، سورة ای با نام سوره الفیل  نازل فرمود.

بسم الله الرحمن الرحیم
الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل . الم یجعل فى تضلیل . و ارسل علیهم طیرا ابابیل . ترمیهم بحجارة من سجیل . فجعلهم کعصف ماکول
آیا ندیدى که پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟  آیا دسیسه آنان را تباه نساخت ؟  و فرستاد بر سر آنان پرندگانى فوج فوج . به نشانه مى گرفت آنان را به سنگى از سجیل  پس  اصحاب فیل را به مانند برگ خورده شده  گردانید .
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 10:42  توسط عبدی  |